تبليغاتX
شاهرود جزیره ی تنهایی من
شاهرود جزیره ی تنهایی من
هرکس روزنه ایست به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود؛ اگر به شدت اندوهناک شود
جملات قصار امام حسين (ع)
:: هر کس خدا را بپرستد و خق بندگی او را بجای آورد , خداوند به او بیش از آنچه می خواهد می رساند .


:: اگر سه چیز نبود , هرگز فرزند آدم سر تسلیم فرو نمی آورد : فقر و نیازمندی , بیماری و مرگ .


:: اسقاط تدریجی خدا بر بنده خود , این است که تمام نعمتها را بر او می بخشد و شکر و سپاس را از او می گیرد.


:: بخیل کسی است که در سلام کردن بخل ورزد. نيز می فرمایند : به کسی که سلام نداده اجازه صحبت ندهید.


:: کسی از نظر مقام و منزلت بزرگوارتر است که به زرق و برق دنیا در دست هر که باشد ارزش قائل نشود.


:: هر کس از کار فرو ماند و راه تدبیر بر او بسته شود , کلیدش مداراست.


:: بپرهیز از کاری که برای آن ناچار به عذرخواهی شوی . زیرا مومن نه بدی کند و نه پوزش طلبد ولی منافق هر روز بدی می کند و عذر می خواهد .


:: خداوندا مرا با احسان خود , فزون طلب منما و با بلا و گرفتاری ادب مکن.

 

moharam_ahlbeyt

 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 17:22  توسط مصطفی  | 

یخ در بهشت

با یک سلام یخ شکن از سر سیاه زمستون به شما دوستان وبلاگی

با تعویق افتادن امتحانات دانشگاه به علت رفتن شاهرود به لاک یخی تصمیم گرفتم یه پست ناب زمستونی بنویسم

میدونید مشکل ما آدما چیه ؟ اینه که تا وقتی که یه نیازی رو احساس می کنیم نمیتونیم در مورد چیز دیگری فکر کنیم و به خاطر همین تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم.

به علت نبود گاز، شاهرود تا اطلاع ثانوی تعطیل شد از مدرسه و دانشگاه گرفته تا ادارات و شرکتای مختلف فقط مراکز بهداشتی درمانی باز موندن.

احتمالا الان شما توی خونه گرمتون پای بخاری گازی نشستین و زمستون برفی و قشنگتونو از پشت پنجره تماشا می کنین و احساس رمانتیکی هم بهتون دست میده ولی از دل ما خبر ندارین که توی سرمای حدودا 10- درجه بدون گاز چه می کنیم با خودم فکر می کردم کاش یه یخچال اینجا بود تا می رفتم توش حداقل دمای اون 2-3 درجه زیر صفر بود نه 10 درجه اما امروز هرجوری که بود با گذاشتن بخاری برقی در اتاق بالاخره تونستم یخ این کامپیوتر و وبلاگ و بشکنم یه پست بیمزه و یخی بنویسم فعلا که در شاهرود بازار سیاه بخاری برقی و المنتای برقی از انواع مختلف داغ شده و مسئولین قول مساعد دادن که شاهرود نفت کشی بشه و نفت و به همه ی اهالی شهر برسونن

البته شاید الان شما در منطقه سردسيری از کشور باشین و این سرما براتون عادی باشه اما بدونید که این سرما در شاهرود بی سابقه بوده و يخبندان عجيبي حکمفرما شده.

 امیدوارم بعد از امتحانات و با بهتر شدن این هوا بتونم یه پست مفیدتری برای شما بنویسم.

در آخر یاد یه شعری که تلویزیون پخش میکنه افتادم که میخونه:

زمستون            برای تو قشنگه پشت شیشه ....

Winter Forest

بقیشو هم یادم رفته انگار

مغزم یخ زده

فعلا بای تا بعد

|+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 13:0  توسط مصطفی  | 

تجلیل از هنرمند بزرگ شاهرودی

هفته ی پیش مراسم تجلیل از سید داوود میرباقری در تالار دانشگاه صنعتی شاهرود برگزار شد تالار پُر بود از دانشجویان ، مهمانان و بازیگران بزرگ سینما و تلویزیون که در میان آنها تعدادی چهره سرشناس مثل بهزاد فراهانی ، فرهاد اصلانی و..بودند  که در سریال آماده پخش مختارنامه نیز حضور دارند.

سید داوود میرباقری کارگردانیست که در میان کارهای درخشانش فیلم وسریال امام علی (ع) بیشتر به چشم

 می خورد و به حق سریالی تاثیر گذار بود که ساخت آن اهمیت بسیاری داشت  و به گفته ی پرویز پرستوئی اگر فیلم

محمد رسول الله توسط مصطفی عقاد ساخته شد می توان گفت مصطفی عقادی دگر از سرزمین ایران از خطه ی شاهرود فیلمی ساخت که مایه افتخار ایرانیان باشد و  البته کارهای آقای میرباقری به گفته مجری این مراسم همیشه درجه یک بوده چه در تئاتر و چه در سینما وتلویزیون مانند اسکندر شاه مقدونی و معصومیت از دست رفته و .. و در بطن این فیلمها و سریالها بازیگرانی می بینیم که هر کدام به تنهایی باعث فروش و بزرگی یک فیلم هستند مانند داریوش ارجمند ، پرویز پرستوئی، محمدرضا شریفی نیا، بهزاد فراهانی و...که نیاز به معرفی ندارند .

در سریال در دست ساخت مختارنامه که ساخت آن چند سال طول کشیده نیز گروه خوب و کامل دیگری از بازیگران و پشت صحنه  می بینیم که در راس آنها آقای میرباقری بوده  و می توان گفت این سریال هم پر مخاطب و تاثیرگذار باشد و جالب اینجاست که برخی از سکانسهای این سریال مانند سریال امام علی در بیابانهای اطراف روستاهای شاهرود ساخته شده و ساخت آن روبه اتمام است.

به هر حال کارهای آقای میرباقری برای همه ما شناخته شده اند و چیزی که اینجا اهمیت داشت تجلیل از این هنرمند بود و چه جایی بهتر از زادگاهش .

برای من بسیار جالب بود که آقای میرباقری سخنان خود را این گونه آغاز کردند که : خدارا شکر می کنم که در این مراسم حضور دارم و حداقل اینکه مایه سرافکندگی در شهرم نیستم و در میان سخنانش به مادر خود اشاره کردند که تمام عزت و کرامت خود را از او دارد .

واقعا انسانی با چنین نگرش و بینشی می تواند  به این درجه برسد و هم ارز کارهایش قدم بردارد بی آنکه لغزشی داشته باشد  و الگوی مناسبی برای جامعه ی ما ایرانیان باشد .

|+| نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 14:49  توسط مصطفی  | 

دیدارهایمان چه زود گذشت .........
 
 
چه زود از کوچه ی دل بستگی ها پر کشیدی
 
 
تو که گفتی از این کوچه اگر بارها هم گذر کنی خسته نمی شوی
 
 
ولی دیروز به من گفتی
 
 
که خسته شدی و قصد نداری به دیار سبز خوبی ها برگردی
 
 
ولی چرا دیر گفتی
 
 
کاش زمانی می گفتی که گونه هایم را غرق در شقایق نمی دیدی
 
 
آیا در معرفت و معصومیت نگاهم خوبی و صفارا نخوانده ای
 
 
 
کاش ميشد ديدنت رويا نبود . گفته بودي با تو مي مانم ولي...
 
 رفتي و گفتي که اينجا جا نبود . ساليان سال تنها مانده ام شايد...
 
 اين رفتن سزاي من نبود . من دعا کردم براي بازگشت ولي...
 
 دست هاي تو بالا نبود .باز هم گفتي که فردا ميرسي .کاش...
 
 روز ديدنت فردا نبود
 

( از آنجا که اغلب وبلاگا عاشقونه بود تب عشقولانه ماهم گل کرد و تصمیم گرفتم پست این دفعه رو اختصاص بدم به شعر امیدوارم که نظرتونو جلب کرده باشه)
 
|+| نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 10:48  توسط مصطفی  | 

 
offshore
قدم رنجه فرموديد، مقدمتان گلباران