با نزدیک شدن انتخابات، شاهرود پای به عرصه ای می گذارد که همیشه از آن سربلند بیرون آمده و همواره مردم شاهرود این شهر شهید پرور با آگاهی کامل در این راه قدم نهادند و این برای من اثبات شده است که بهترین و شایسته ترین فرد به نمایندگی از این خطه پای به عرصه مجلس می گذارد.
چرا که درصد زیادی از مردم این شهررا اکثرا جوانانی تشکیل می دهند که با علم و دانایی خود اثبات کردند که شاهرود پتانسیل بالایی در عرصه دانش و بازار کار دارد و این را می توان از دانشگاههای بسیار این شهر فهمید که ظرفیت بالایی دانشجو در آنها مشغول به تحصیل می باشند.
پس این شهر با این تعداد بسیار جوان نماینده ای جوان و آگاه به امور می طلبد که بتواند شاهرود را که گاهی در چنگال بی عدالتی و تبعیض مهجور بوده در عرصه ی پیشرفت یاری دهد .
من هم مانند شما دوستان به نماینده ای فکر می کنم که برای اعتلای شهرم گامی مثبت بردارد و آن آینده ای که جوانان بسیار شهرم در انتظارش هستند محقق شود پس باید در این راه بیشترین تلاش خود را برای یافتن فرد اصلح انجام دهم.
اما در این بین نمی توانم زحمات هشت ساله ی دکتر کاظم جلالی نماینده ی جوان و پرکار شهرم را نادیده بگیرم چرا که او بر نیم قرن انتظار شاهرود پایان داد و با جدایی فرمانداری شاهرود از مرکز استان گامی مثبت برای اعتلای این شهر برداشت که ثمره ی آن در سالهای بعد قابل مشاهده است.
گوشه ای از تبلیغات این کاندیدای محترم را از زبان خودش برای شما عزیزان شاهرودی آماده کردم :
"نوجوان بودم ازخانواده ای در حاشیه که گویی بر متن جامعه راهی نداشت و آن زمان این قشر را ((مستضعف)) می نامیدند با وجود تنگناها و سختیها از کسب علم دریغ نکردم و به لطف الهی مدارج تحصیل را تا دکترای Ph.D)) به پایان رساندم و به وزارت امور خارجه راه یافتم.
سال 78 با رای اعتماد مردم شهرم به مجلس راه یافتم و در مجلس به عضویت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی درآمدم
اما انکار نمی کنم بار امانت مردم در دوره نخست برای شانه های جوان و کم تجربه ی من بار سنگینی بود اما چه بگویم که در مقابل سختیها آنکس که برای بودنش چرایی دارد ، با هر چگونه ای می سازد
و من با لطف بی کران الهی و همدلی عمیق مردم به اهداف چهارساله خود در دور اول انتخابات نزدیک شدم،
و در مجلس به عنوان مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی انجام وظیفه کردم و اکنون با راههای که آموختم می توانستم راحتتر دردهای نیمه شرقی استان را به گوش دولتمردان برسانم و
حماسه ی سفر رهبری و برکات حاصل از آن و سفر رییس جمهور پایانی بود بر نیم قرن انتظار مردم خطه شاهرود و فرماندهی ویژه ، پاداشی بود از دستان دولت عدالت محور برای مردم سزاوار شهرستان.
البته از آن روزهای به یادماندنی خاطراتی تلخ در ذهن من باقی مانده است.
شنیدن سخنان به ناحق از مرکز استان در قالب سخنرانی ها ، انتشار بیانیه ها ، امضا طومار 16 متری و شنیدن سخنان ناروا در حضور ریاست محترم جمهور از یک همکار به جرم دفاع از عدالت و حقوق مردم شهرستان شاهرود.
اما پرهیز از حاشیه سازی ها و فرافکنی ها هنری بود که در آن روزهای سخت جز در سایه ی لطف حق و همدلی مردم برای من بدست نمی آمد.
چه جانکاه رنجی است تهمت شنیدن و سکوت کردن ، ناروا دیدن و صبوری ورزیدن و طعن دشنام و قهر را تجربه کردن و همچنان شکیبایی ورزیدن برای من که
زاده ی کوهستان و بزرگ شده کویر بودم.
باری ، فصل نو آغاز شد.
حال در آستانه انتخابی دیگر با وجود همه مشکلات و فشارها آمده ام با همان عهد روز نخست .
عهد می بندم با تکیه بر اصول قانون اساسی راه پرافتخار همسنگران شهیدم را ادامه دهم و با مردم عزیز و بزرگوار شاهرود پیمان خواهم بست که هیچ گونه بی عدالتی و تبعیض در استان را برنتابم و بر حقوق مردم عزیزمان متناسب با شأن بزرگترین شهرستان کشور به لحاظ وسعت و بزرگترین شهرستان استان تاکید ورزم و می دانم که این شعله که امروز اینچنین در شاهرود سر برداشته ،نه یک حریق ، بلکه آتش کاروان است ، کاروانی که آهنگ سفر دارد "
روندگان طریقت ، ره بلا سپرند***رفیق عشق چه غم دارد از نشیب وفراز