هیچ وقت دقت کرده اید که آدم ها معمولا هرچه بیشتر می دانند، ساده ترند؟
در حرف زدن، در دلیل آوردن، در تحلیل کردن
منظورم آن سادگی که به آن می خندیم نیست؛
نه، منظورم سادگی بعد از پیچیدگی است.
هر آدمی در این دنیای هزار رنگ، استعداد و مشخصه ای برای جداشدن و تمایز از دیگران را دارد
مثلا بعضی ها خوب حرف می زنند، بعضی ها خوب می نویسند و بعضی ها خوب نگاه می کنند و چیزهایی می بینند که از چشم من و تو پنهان مانده و این نگاه ، نگاهی است که همیشه حسرتش را خورده ایم که لحظه ای در حیطه ما باشد اغلب ما جوانها از داشتنش محرومیم حتی اگر ادعا کنیم که نگاهمان سطحی نیست اما موقعی می فهمیم که نتیجه کار را دیده ایم همان مثل معروف که می گوید آن چیز که جوان در آینه نمی بیند و پیر در خشت خام می بیند.
نگاهمان متغیر است گاهی خوش بین می شویم و گاهی بدبین اما بدبینی آزاردهنده تر است و خوش بینی زیاد ریسک یا بعضی مواقع می شود گفت چشم بندی.
چاره کار برای ما که ازین نوع نگاه محرومیم این است برای شروع هرکاری باید توکل کنیم بر متن کار تمرکز داشته باشیم و به پایان خوب برای آن کار ایمان.
حالا بگذارید بعد از این تعاریف از نگاهی متفاوت برایتان بگویم البته گمان نکنید نگاه من است نه این نگاه را هر انسانی ندارد نگاهی که پایان هرکاری را می بیند و آنقدر متبرک است که هر کار خیری را تا پایان آن خیر می بیند.
این نگاه، نگاه آسمانی است نگاه معصوم است نگاهی که پلیدیها بر آن راه ندارند و عشق در آن موج می زند.
و این نگاه ساده ترین و در عین حال خوش بینانه ترین نگاهی است که مانند شربتی گوارا وجود تشنه مان را سیراب می کند و به ما چنان امید و انگیزه ای می بخشد که همه ی سرابها را از دیدمان محو می کند.
و همه این نگاه در مناجات یک معصوم خوانده می شود
((در زندگی ام ازتو جز زیبایی ندیدم، چطور به لطف تو پس از مرگ امیدوار نباشم؟))
بله؛گاهی یک جمله در مناجاتی چنان تورا منقلب می کند که از هر عبادت تو متمایز می شود امیدوارم درین ماه پر از نور ومعنویت و مخصوصا شبهای بزرگ قدر منو در دعاهایتان فراموش نکنید.
التماس دعا