من میرم ولی باز تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه
؟؟؟
(اینو یادم نیس بذار یه شعر دیگه بخونم)
همه رفتن کسی دور وبرم نیس
چنین بیکس شدن در باورم نیس
همه رفتندو من تنهای تنها....
(نه اینم ربطی به موضوع نداره اصلا ولش کن بذار بریم سراغ اصل درد دل
بله مثه اینکه....
آخرین پست این وبلاگ به رنگ نارنجی پاییز درومده
وبلاگی که یک سال با دوستانش زندگی کرد و حالا می خواهد درین پست توقف کند و دیگر حرف نزند معلوم نیست تا کی ولی فعلا دیگه حرف نزنه تا یه مدت ببینه دنیا دست کیه شایدتا موقع اولین مرخصی یا شاید تا پایان دوره خدمت و یا اصلا تا هیچ وقت بستگی داره تراوشات ذهنی چگونه بروز کنه یا اصلا روحیه ای باشه واسه نوشتن یا نه یا اصلا این ذهن مثه قبل کار کنه یا نه ولی اگه حسی باقی باشه..چشم
انقد اصرار نکنین!!! که شرمنده میشم
ولی اینجور که معلومه این مخ مدتی قصد هواخوردن داره تا کمی آب به آب بشه خدارو چه دیدی بلکم آبدیده شد به قول شاعروارسته:
نازپرورده تنعم نبرد راه به دوست....قرعه کار به نام من دیوانه! زدند
البته فکر کنم مصرع دوم درستش این نبوده یه چیزی توی مایه های
نمیدونم چی چی رندان بلاکش باشد (توی همین مایه ها بود فکر کنم) ولی درکل..
بگذریم.......شماهم بگذرین سه پیچ نشید قبول کنین اینجا شاعر درست نرسونده !
حالا......
اینطور که معلومه این وبلاگ باید تا مدتی خاک بخوره شما هم که انقد به بنده عنایت دارید الان که هستم نمیاید چه برسه وقتی برم ولی از قرار معلوم شاید این بلاگ
به متروکه ای مبدل شود و شاید به خاطره ای بپیوندد.
فاتحه مع الاخلاص
اگه بدی خوبی هرچی دیدین بریزین به حساب رفاقت
یه چیز دیگه
تا هفته بعد فقط وقت دارین تا نظراتتون خونده بشه و جوابشو بگیرین