بذارین ایندفرو فلسفی نکنم
تا حدودی اداری!
امروز 5تا شنبه ی دیگه رفت و رسید به جمعه آخر هفته
همون روزی که منتظرش میمونیم
امشب به خیلیا حال میده! به خیلیا هم نه!!
اما برای من فرقی نمیکنه چون من روزشمار عمر خودمو دارم
بعضی وقتا نمیدونم چجوری میگذره اما این مدت گذشت زمان برام کاملا محسوس بود
کم کم زمستونم داره رختشو می بنده بره تا بهار و عید بیاد که هیچکی ازینا بدش نمیاد
امروز داشتم پستای قدیمو می خوندم دیدم وقتی یه مدت از نوشته ها آدم دور بشه بعدش چه لذتی داره دوباره بخونه
انگیزه من از نوشتن این پست هم همین بود وبس
حالا اینارو مثلا ده سال بعد خدا عمر بده بخونیم چیه دیگه؛ شاید اون موقع یه احساس دیگه بهمون دست بده
اما خوبه آدم از بعضی لحظات عمرش یه آرشیو بایگانی داشته باشه تا مواقعی که میخاد به خاطراتش رجوع کنه یادگاریهایی پیدا کنه
حالا بذار یه پرونده برا خودم درست کنم!
یه پوشه قرمز، یه کاغذ آچار، گیره ،پانچ،مهر محرمانه!
روی کاغذ شماره پرونده به تاریخ میزنم15/12/87
اسم:خودتون میدونید
شهرت:مهم نیس
انگیزه:یادگاری هایی می نویسم تا در لحظات آینده عمرم با خوندنش هم لذت ببرم هم درک کنم که چه شرایطی گذروندم
سن:احساس می کنم هنوز متولد نشدم
وضعیت فعلی:امروز که تموم بشه دقیق چهار و نیم ماه از خدمتم گذشته به قول بچه ها هنوز مفلوکم چون آمارم نیومده و این اتفاق پس از گذشت یک سال از خدمت میفته یعنی هفت ماه و نیم دیگه
اووووووووووو حالا کو تا اون موقع,عمر دوتا بچه فیله
وضعیت آینده:خدا میدونه؛چون هنوز شرایط دستم نیومده اما به حول و قوه الهی تصمیم دارم زندگی جدیدی رو شروع کنم
یه برگه کوچیک برای توضیحات تکمیلی که مهر محرمانه خورده باشه روش نوشته:
اینجانب به اسم و شهرتی که خودتون میدونید مدتیست درگیر پرونده جدیدی در زندگیم شدم که ساختار اون بنیان دیگری از زندگی شخصی منو تشکیل میده لطفا با ایجاد فرصتهای مناسب،وامهای بلند مدت و رسیدگی هرچه بیشتر به این موضوع مرا در این امر یاری دهید!
فعلا برای جزئیات این پرونده کمیسیونی تشکیل نداده اند!
درخواست می شود از مقام مسئول هرچه زودتر به این پرونده رسیدگی کند
پرونده جدید:عین شین قاف(محرمانه)
مقام مسئول:خدا
فرصتهای مناسب:فرصت های مناسب
وام های بلند مدت:وام های قرض الحسنه بدون بهره از طرف خدا