یادم نمیاد اولین بار کی و کجا این شعر قشنگ رو گوش دادم ولی خوب یادمه چندین بار اونو گوش دادم از عمق دلم، انگار مرحوم محمدرضا آغاسی اینو برای دل ما سروده بود که روح تشنه من با اون سیراب میشد وبا اشکهام این نیاز رو از ته دل ارضا می کرد
آره همه ی ما این انتظار و توی دلمون احساس می کنیم و منتظریم تا با اومدنش بهش بپیوندیم مثل کسی که از گمشده ی خود دور افتاده :
با همه ی لحن خوش آوائیــــــــم*** دربدر کوچه ی تنهائیـــــــــــم
ای دوسه تا کوچه زما دورتر
« به خوبا سر میزنی، بیا توی اینا هم خوب هست آقاجون،
هممون که بد نیستیم؛ به من نیگا نکن آقا»
ای دوسه تا کوچه زما دورتر***نغمه ی تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله را کم کنی***محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما میشدی***مایه ی آسایه ی ما میشدی
هرکه به دیدار تو نائل شود*** یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی مارا عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامــــــه ی جان من است نامه ی تو خط امــــــان من است
ای نگهت خاستگه آفتاب
بر من ظلمتزده یک شب بتاب
پرده برانداز به چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد، به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی
روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی
روا مباد که ارباب جز تو بگزینم
چو رو کنی به رهت درد و رنج نشناسیم
ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شایـــــــــد
پرده از چهره گشاید...شایـــــــــد
چند وقت پیش یه پیامک جالب برام اومد متنش این بود:
عمریست که از حضور او جاماندیم******در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر ماست که ما برگردیم********ماییم که در غیبت کبری ماندیم
یه نفر خصوصی اومده بود میگفت:عکس یا شماره موبایلتو لطفا بذار
والا نمیدونم که عکس یا شماره من چه دردی رو ازمشکلات جامعه دوا میکنه ولی به هر ترتیب که شده برای اینکه دل اونم نشکنه توی وب یکی از همین رفقای همشهری به یه تصویر برخوردم که خیلی شبیه من بود همونو برای این پست گذاشتم![]()

البته خبرای به روز شاهرود توی همین وبلاگ یعنی
موجود هست به نویسندگیه دوست خوبم آقای علی رضا اسلام پناه
شاهرودیا بیان اونطرف
ماهم که پیر شدیم بازنشسته ایم کارو دادیم دست جوونا
بچه ها میگن: بالاخره ما نفهمیدیم شاهرود جزیره تنهای توئه یا شهر تنهایی تو شده
منم این حرفشو اینجور معنی می کنم که این وبلاگ و دوموضوعی ساختم:
یه مدت شاهرود جزیره ی تنهای من بود حالا شده شاهرود جزیره تنهایی من
یه چیز دیگه و تمام:
از شما دعوت می کنم از وبلاگ
هم دیدن کنید چون در اون وب منم سهیم هستم
به امید روزی که همه ی پیامها این باشد:
جـــــــــــــــــــــاء الـــــمــــــــــــــهـــــدی
التماس دعـــــــــــــــا
یـــــــــــــــا حــــــــــــــــــق
|
|
