تبليغاتX
شاهرود جزیره ی تنهایی من

شاهرود جزیره ی تنهایی من
هرکس روزنه ایست به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود؛ اگر به شدت اندوهناک شود

مصطفی

مصطفي هستم اهل جزيره اي دورمانده از توجهات و تفكرات
يه جاي دنج ساختم براي خودم وتمام حرفايي كه شايد بهتره نوشته بشن تا اينكه گفته بشن
اين نوشته ها موقعي جذابيت پيدا مي كنن كه به دل سپرده بشن
به شما هم پيشنهاد مي كنم يه جايي براي بيان حرفهاي گفتني خودتون داشته باشين
شايد بايگاني اين حرفها برا آينده و آيندگان درخور توجه باشه
خوش آمديد و قدمتان سبز

mysa_2103@yahoo.com

» دی 1388
» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» آذر 1386
» آبان 1386
» مهر 1386
» فرمانداری ویژه شهرستان شاهرود
» کانون فرهنگی شاهرود
» مرکز مشکلات ويژه يادگيري شاهرود
» انجمن وبلاگ نویسان شاهرود
» بهترين وبلاگ شاهرود
» اخبار شهرستان شاهرود
» شاهرود سی و یکمین استان
» آتش نشاني شاهرود
» هتل پارامیدای شاهرود
» دانشگاه آزاد شاهرود
» اين چه شمعيست كه جانان همه پروانه اوست
» داشتن يك جو غيرت كافيست!
» دستنوشته یک سرباز
» حلقه هاي مفقوده حيات
» سلام دیوانه
» صفحه ی تکراری
» تو آزادی!
» نسل متوهم
» فدای هیچ چیز!
» طریقت پروانه

تکرار بی حاصل چهارشنبه ششم خرداد 1388

آقایان و خانمهای عزیز این یک بیان محبت آمیز است

 

سید جمال الدین جمله ی جالبی دارد،ایشان می فرمود:در غرب اسلام دیده مسلمان ندیده و اینجا مسلمان دیده و اسلام ندیده!

بعضی مواقع ما در وجدان آگاهمان! برای قضاوتهایمان سوا کن و جدا کن می آوریم

اسلامیت به کنار،انسانیت که اصلا دیگر ربطی به دین ندارد!

این حرف نفس ماست و روزی هزاران بار درحال تکرار آن هستیم

 

آقایان و خانمهای عزیز این یک بیان محبت آمیز است

 

دوست داشتم آنقدر در مسیر اعتقادمان بدون کج روی پیش برویم تا هیچ گاه به تناقض نرسیم

لیوان آب را زمین می گذاریم و لعن و نفرین نثار کسانی می کنیم که به اماممان ظلم کرده اند اما خود غافل از امور زندگیمان می رویم سراغ کارمان و مثل آب خوردن به عدد همه ی اطرافینمان به دیگران ظلم می کنیم،

در ذهنمان ظلم را فقط تیغ کشیدن و یا تیغ زدن دیگری معنی کرده ایم اما ناآگاه از این سخن که هر مسلمان اگر آبروی مسلمان دیگری را بریزد دیگر مسلمان نیست؛ وجدانمان را مانند کودکی آرام در آغوش نفس خوابانده ایم!

همانند آب خوردن غیبت می کنیم و هرگاه در جمعی خواستیم شیرین بشویم با آبروی دیگری بازی می کنیم

آری ما هنوز کودکانیم که در لباس بزرگان شده ایم.

خود را متمدن می شناسیم درحالی که فرهنگ غنی اسلام را به بازی گرفته ایم.

 

آقایان و خانمهای عزیز این یک بیان محبت آمیز است

 

آقایان و خانمهای عزیز من هنوز معنی غیبت را نفهمیده ام آیا کسی می تواند آن را روشن برای من بازگو کند؟

آخر هنوز کسی نیست که غیبت نگوید و یا نشنود ولی منکر غیبت نباشد

پس دلیل این همه غیبت چیست؟آیا با نگفتن غیبت روزمان شب نمی شود؟

آقایان و خانمهای بزرگوار! آیا کودکی را می شناسید که معنی دروغ نفهمد؟!

کودکی که هنوز قوه تشخیص خوب از بد نداشته باشد؟

همان کودک با درک سخن بزرگترش دروغ نمی گوید

پس اینجا به تناقض رسیدیم حکم ثابت می شود!

کودک با قوه ی ناکامل تشخیص خوب از بدش می فهمد پس بزرگتر هم باید فهمیده باشد

ولی از روی سیاهکاری و به اراده ی نفس دروغ می گوید

 

آقایان و خانمهای عزیز این یک بیان محبت آمیز است

 

اینجا صحبت از دزد و قاتل و جانی نیست آنها اندکند و تکلیفشان معلوم.

اینجا صحبت از ظاهرالصلاح هاست؛صحبت از به ظاهر بچه مثبتها؛صحبت از کسانی که به ظاهر مال مردم خور نیستند،به ظاهر بی وجدان نیستند و به ظاهر دزدی نکرده اند.

اما سربزنگاه تعدادشان بی شمار می شود

آن قدر زیاد می شوند که متحیر می شوی از اینکه خیلی از آنها سربزنگاه انسانیت هم حتی سرشان نمی شود.

و بیشتر متحیر می شوی که عده دیگری از همان جمع کثیر بدون اینکه فیلم بازی کنند مناسک مذهبی شان را هم به جا می آورند.

اینجا بین ما؛بین مایی که ادعاهای آنچنانی داریم؛بین مایی که به مناسبتهای مختلف مذهبی رنگ و چهره عوض می کنیم،

البته فقط رنگ و لباس ظاهر.

تعارف را کنار بگذاریم،این معجون با تعارف غیر قابل تحمل تر می شود.

اینجا متحیر می شوی از این همه تناقض.

متحیر می شوی از «سربزنگاه» هایی که دل و دینمان را از این رو به آن رو می کند.

این سربزنگاه ها در زندگیمان زیاد اتفاق می افتد کشف کردنی نیست فقط باید منتظر باشیم ببینیم در اینجور مواقع چه می شویم

چون رنگ و لعابمان همیشه درحال تغییر است مثل آفتاب پرست همیشه در حال تغییر چهره هستیم.

هیچ گاه انسان ثابت قدم نبوده ایم.

این جور مواقع دیگر صحبت از ظاهر و باطن آدمها نیست،انگار بوی گندیدن باطنها می آید!

بوی گندیدن باطنها می آید،

برای دور ماندن از این گندیدگی چه باید کرد...

» عشق ابدي
» شاهرود ما
» باحالکده
» طعم قلم
» 2500سال امپراطوری
» صدف هاي سرگردان
» سفر در طبيعت ايران
» p30p30
» عشق گمشده
» لایه های پنهان
» ريزپردازنده
» جایی برای با هم بودن
» تحصيل در هند
» دنياي شيشه اي من
» سياوش قميشي
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme